لطفاً چند لحظه منتظر بمانید..!

آخرین ارسال های انجمن توپترین ها
|
تعداد بازدید: (9696) | نظرات: (0)
| تاریخ انتشار: 20 بهمن 1388 | شاخه:
كتابخانه » ماورايي
واقعيت دنياي روح و زندگي زميني پيام هاي دكتر سنگ هان لي از دنياي روح كانون خانواده براي اتحاد و صلح جهاني Copyright © 2010 -www.Tooptarinha.com

 |
 |

مقدمه پيش درآمد فصل اول، نامة پيشكش به والدين راستين فصل دوم، واقعيت دنياي روح و زندگي زميني فصل سوم، زندگي در دنياي روح از ديدگاه اصل فصل چهارم، ملاقات افراد در دنياي روح (1) فصل پنج، ملاقات افراد در دنياي روح (2)
مقدمه
دكتر سنگ هان لي در سن 84 سالگي در 22 مارس 1997 درگذشت. او بخاطر آثارش در فلسفه، اقتصاد و تئوريهاي اجتماعي شناخته شده بود. او بعنوان يك روشنفكر در واقع در تمامي زندگيش نسبت به طبيعت و ماهيت دنياي روح توجه نشان ميداد و احساس ميكرد كه بايد يك فهم واضح و آشكار از دنياي روح بر روي زمين در دسترس همگان باشد. اين دلبستگي به دنياي روح، با او در تمامي مراحل انتقالياش به دنياي روح باقي ماند و سرانجام به اين كتاب تولد داد. سنگ هان لي در سال 1914 در كره بدنيا آمد. مدرك خود را بعنوان پزشك از بخش داروسازي تفكيكي (دانشگاه داروسازي يان سي كنوني) در سئول، كره دريافت كرد. در نيمة دهة 1950 ، او و همسرش به كانون خانواده پيوستند. دكتر لي تحصيلات داروئي خود را كنار نهاده و خودش را براي بيان فلسفي و پژوهشگرانة تدريسات پدر مون و تأليف آن وقف كرد. او درواقع نميخواست كه ديدگاه و نظرياتش، تدريسات واضح استاد و پيشواي روحياش را انكار كند. او در سال 1992 نوشت: "تعدادي از محققان فكر ميكردند كه مطالب آن كتابها، انديشهها و افكار خود مؤلف بودهاست، اگر چه مؤلف بطور واضح آن مطالب را بعنوان انديشههاي استاد مون معرفي كرده بود. اين سؤتفاهم عميقاً قلب مؤلف را ميآزرد." اولين اثر دكتر لي با ماركسيسم-لنينيسم سروكار داشت. دولت كرة جنوبي در رو در روئي با رفتارهاي تهاجمي از جانب شمال (كرة شمالي)، بحث و بررسي در ارتباط با تئوريهاي كمونيستي را ممنوع كرده بود. مردم با جهل و ناداني در برابر ايدههاي ماركسيستي دفاع واقعي نداشتند. پدر مون ضرورت وجود يك پاسخ جدي به ماركسيسم را تشخيص داده و در اين مورد دكتر لي را راهنمائي ميكرد. دستيابي به كتابها و متوني دربارة ماركسيسم براي دكتر لي در آن دوره بسيار دشوار بود. عليرغم مشكلات بسيار، با به خطر انداختن خود مطالبي را كه نياز داشت تهيه كرد و كتاب "كمونيسم، وعده و عمل" را تأليف نمود، كه از طرف دولت كرة جنوبي بعنوان يك متن آموزشي براي شهروندانش مورد تأئيد قرار گرفت. اين اثر هستة ايدهاي را طرحريزي كرد كه بعدها در ديدگاه جهاني CAUSA توسعه پيدا كرد، كه تأثير شديدي در درگيريهاي دهة 1980 براي آزادي در سطح جهاني داشته است. پس از آن، دكتر لي به جمعآوري و مرتب كردن مفاهيم فلسفي تدريسات پدر مون روي آورد. ارثية محتاطانة او از تدريسات استادش، به سري كتابهاي "انديشة هماهنگ" تولد داد. دكتر لي تدريسات استاد سان ميانگ مون را در جواب به سؤالهاي مطرح شده از جانب فلاسفه بكار برد: هدف زندگي چيست؟ زندگي خوب چيست؟ يك جامعة خوب چگونه تركيبي دارد؟ چگونه حقيقت را اثبات ميكنيم؟ معيار ارزش چيست؟ او سهم بسزاي فلاسفة بزرگ از يونانيها گرفته تا عصر حاضر را ارزيابي كرده و براي مشكلات غامض آنها، راه حلي برگرفته از عقايد و الهامات پدر مون را تقديم كرد. دكتر لي همواره يك هدف مفيد و قابل اجرا داشت: تسكين رنج و درد بشري و دستيابي به شادي براي انسانها. آثار اخير او "انديشة مركزي" و "خدائيسم" پايهاي براي توسعة آموزش و پرورش كانون در ارزشهاي خانوادة راستين فراهم كرد. بدينسان آثار او بسان پايهاي در خدمت به گسترش بركات خدا به ازدواجها در تمامي اجتماعات با انواع عقايد و مذاهب در سراسر دنيا بود. دكتر لي بهمراهي تعدادي از دانشجويانش، مؤسسة انديشة هماهنگ را در سئول، با شعباتي در توكيو و نيويورك تأسيس كرد. راستي، خانم كيم، گزارشگر پيامهاي دكتر لي از دنياي روح، از اعضاي قديمي كانون خانواده ميباشد. دكتر تيلر هندريك
پيش در آمد اجازه دهيد تا با يك داستان قديمي از مرحوم دكتر لي، صحبتها را آغاز كنم. اين داستان زماني رخ داد كه همسرم و من در حال خدمت در كارهاي آموزشي و اداري كانون خانواده بوديم. درميان شركت كنندگان برنامههاي آموزشي ما، پروفسوران بسياري با موهاي سفيد حضور داشتند. اگر چه من مدرس نبودم، اما وقتي همسرم در برابر چنين روشنفكراني تدريس ميكرد، چنان هيجان زده و عصبي ميشدم كه دستانم خيس عرق ميشد. اوقات ما در روزهاي يكشنبه بعد از تدريسات معمولاً براي مرتب كردن و انجام كارهاي اداري، بيشتر در دفتر كانون صرف ميشد. در يك بعد از ظهر يكشنبه، طبق معمول وقتيكه بعد از اتمام كارهاي اداري راهي خانهام ميشدم، متوجه شدم كه دكتر لي جلوي درب ورودي ساختمان منتظر من بوده است. وقتيكه از او پرسيدم چرا منتظر من بودهايد، از جيب كتش چيزي بيرون آورد و با خجالت به من داد. آن بسته يك قالب صابون بود كه او در طي سفر اخيرش به خارج از كشور خريداري كردهبود. هم اكنون كه در حال نوشتن اين پيش درآمد هستم، خاطرات قديمي مرحوم دكتر لي به ذهنم بازگشتهاند. با اين خاطرات، قلبم از اشتياق و احترام به او لبريز شدهاست. دكتر لي هميشه دلواپس همسرم و من بوده و ما همواره عشق عميقي را از جانب ايشان احساس ميكرديم. بعلاوه او بدنبال مرگ همسرش، هشت سال به تنهائي زندگي ميكرد. يك روز مرا به خانهاش خواند و بستة بزرگي را به من داده و گفت: "چون من سالم و تندرست هستم، لطفاً شما از اينها استفاده كرده براي خواست خدا با استواري كار و تلاش داشته باشيد." آن بسته، هديهاي بود كه شخصي قبلاً براي او آورده بود. وقتيكه دوباره به آن هديه ميانديشم، گونههايم از شرم ميسوزد، زيرا آن را دريافت كرده و بدون توجه به چگونگي استفاده از آن، حتي به آن نگاه هم نكردم. هنوز نميدانم كه دريافت آن هديه خوب بود يا نه! من در آن زمان نميتوانستم بطور آزادانه احساس و نظرم را در برابر دكتر لي ابراز كنم، چرا كه براي من، او شخص محترمي بود. او هميشه ما را به دفتر كارش، در مؤسسة انديشة هماهنگ دعوت ميكرد. هربار كه به آنجا ميرفتم در برابر او احساس كوچكي ميكردم. دليلش اين بود، كه اگر چه دكتر لي مسنتر از ما بود اما با ما خيلي مؤدبانه و با نزاكت رفتار ميكرد و هر وقت كه به دفتر كارش ميرفتيم، به گرمي به ما خوشآمد ميگفت. همسرش نيز خيلي مؤدب و مهربان بود. او هميشه در برابر ما مؤدبانه و با نزاكت تعظيم ميكرد ، و چون او همسن مادرم بود، خالصانه از او خواهش ميكردم كه با من مثل دخترش رفتار كند. اما او ميگفت: "بخاطر اينكه رفتاري اينچنين از عادتهاي من است، در انجام آن احساس آرامش بيشتري دارم". آنها اشخاص قابل تحسيني بودند كه به احترام گذاشتن به ديگران و استفاده از اصطلاحات محترمانه در برابر ديگران عادت كرده بودند، ميخواهم آنها را همواره و براي ابد بسان اشخاصي قابل تحسين و زيبا در قلبم حفظ كنم. وقتي دكتر لي در اين دنياي جسمي زندگي ميكرد، ميگفت كه او در سمينارهاي دانشگاهي توانسته بود با اصل الهي به هر سؤالي پاسخ دهد، اما در ارتباط با دنياي روح و سؤالهاي مربوط به آن جواب واضحي نداشت. بهمين دليل او مي گفت كه روزي بطور ضروري، اصول دنياي روح را تكميل خواهد كرد. او تمامي متون و موضوعات مربوط به دنياي روح را مطالعه كرد، از جمله "دنياي با شكوه روح"، "هوا بو" كه شهادتهاي افراد روحي بود. بعلاوه همسرش در دنياي روح بود، بهمين خاطر تعدادي سؤال به من داد تا از همسرش بپرسم. او ميخواست بداند كه همسرش چه چيزهائي را در دنياي روح ديده است. دكتر لي بطور ممتد سؤالهائي را در ارتباط با دنياي روح به من ميداد. اما براي من زمان زيادي ميبرد تا بتوانم از طريق دعا جوابها را دريافت كنم، همچنين انرژي جسمي زيادي براي دعا لازم بود. طرح سؤال و دريافت پاسخ از طريق دعا بطور مكرر ادامه پيدا كرد، ولي بخاطر اشتغال در زندگي روزانه، مدتي من نتوانستم بطور عميق دعا كرده و از دنياي روح جواب را دريافت كنم. يكبار بخاطر ميآورم كه چندين ماه بدون اينكه جوابي دريافت شود سپري شده بود و دكتر لي هم براي دريافت جوابها اصرار نكرده بود. در همان لحظه كه داشتم فكر ميكردم كه مبادا دكتر لي فراموش كرده باشد، او براي من پيامي فرستاد و گفت: "اگر چه زمان دريافت پاسخ به سؤالهايم بطول انجاميده ولي موقعيت شما را درك ميكنم. اگر امكان دارد، ميتوانيد جوابها را سر وقت و به آرامي بدهيد." مايلم يكبار ديگر احترام عميق و قلبي خودم را در برابر سخاوتمندي و سرسختي او ابراز كنم. عليرغم تلاش سرسختانهاش بدون تكميل تعاليم دنياي روح اين زندگي را ترك گفت. وقتي به مراسم سانك هوا رفتم، احساس كردم كه قلبم شكسته است. در همان لحظه، مرحوم دكتر لي در برابرم ظاهر شد و گفت: "چون الان زمان رسمي و تشريفات است، نميتوانم با شما صحبت كنم، امشب به خانة شما خواهم آمد." به اين ميانديشيدم كه آيا مرحوم دكتر لي كه تازه درگذشته ميتواند به خانهام برود، كه در همان لحظه خدا گفت: "سنگ هان، انسان بهشتي است". متحير بودم، "انسان بهشتي؟" اولين بار بود كه اين عبارت را ميشنيدم. كسي كه خدا او را اين چنين خوانده بود، فردي بود كه من هم دربارة او همين فكر را ميكردم. خوشحال بودم از اينكه احساسم در ارتباط با دكتر لي درست بود. از آن شب به بعد، دكتر لي شب و روز به خانة ما ميآمد. مهم نبود كه در حين انجام چه كاري بودم، او ظاهر شده و تسريع ميكرد تا كارش را انجام دهم. در ارتباط با اين كار تقلا و كشمكش زيادي داشتم. به همين دليل به خدا شكايت برده و گفتم: "اين براي من بسيار زياد است، و بيشتر از اين نميتوانم تحمل كنم. اگر ميفرمائيد كه سنگ هان لي يك انسان بهشتي است، لابد من انساني جهنمي هستم! چطور كارها اينگونه ميتواند انجام شود؟ ديگر نميتوانم ادامه دهم." خدا گفت: "دخترم! بخاطر اينكه سنگ هان پسرم است، ميخواهم بگذارم تا هر كاري كه ميخواهد انجام دهد. هم اكنون او در دنياي روح بسيار مشغول است. زيرا در دنياي روح در پي مسائلي است كه در طي زندگياش (بر روي زمين) مشتاق كسب اطلاعات دربارة آنها بودهاست، براستي نميتواني بيانديشي كه چقدر ذهنش مشغول است! او ميخواهد دربارة چيزهائي كه در دنياي روح مطالعه وتجزيه و تحليل كرده صحبت كند. او ميخواهد در تمامي دنياي جسمي و همينطور دنياي روح جستجو و تحقيق داشته باشد. بنابراين موقعيت او را درك كن." با گريه دوباره به خدا گفتم: "خب چطور جسم من اين كار سخت را تحمل كند؟" دكتر لي گفت: "دخترم! بيا يك برنامة كاري تهيه كنيم و مطابق با آن عمل كنيم." او قول داد فقط در ساعات تعيين شده و نه غير از آن خواهد آمد. او روز بعد آمد و گفت:"در كار با من رنج و درد زيادي را متحمل خواهيد شد، اما موقعيت صادقانة مرا در مطلع كردن مردم نسبت به واقعيت دنياي روح درك كنيد. بنظرم آمد كه او برخلاف رفتار معمولياش، درست مثل يك كودك صحبت ميكند. به همين دليل شك كردم كه مبادا او دكتر لي نباشد. سپس دكتر لي گفت: "احساسات مرا جريحهدار كرديد." و اضافه نمود كه بعد از بررسي دنياي روح بمدت 40 روز، تمامي كشفياتش را بطور مفصل به من خواهد گفت. ما در آن زمان در آماده كردن خود براي رفتن به استراليا بسيار مشغول بوديم. وقتي به او گفتم كه كجا ميرويم، گفت كه او نيز خواهد آمد. سرانجام به استراليا آمده و تلاش زيادي داشتيم تا بتوانيم خود را با شرايط محيطي تازه در اينجا وفق دهيم و تقريباً صحبتهاي دكتر لي را فراموش كرده بوديم. اما يك روز دكتر لي با ناراحتي آمد و گفت كه چرا 40 روز گذشته و سراغ او را نگرفتيم. او گفت: "لطفاً مرا بخشيده و اين هيجان زدگي مرا درك كنيد. زيرا دنياي روح براي من تازگي دارد، و من در جمع آوري و مرتب كردن مطالعات و يافتههايم بسيار مشغول، بسيار هيجان زده و بسيار تحت تأثير قرار گرفته بودم. بعلاوه ميخواستم هر چه زودتر اين مطالب را به ساكنين دنياي جسمي بگويم، به همين خاطر نتوانستم جلوي خودم را بگيرم. لطفاً مرا ببخشيد و حال و وضعيت مرا درك كنيد." سپس، او به شكل و حالت معمولي خود برگشت. از كجا شروع كنيم؟ نگران بودم كه او چگونه با من كار خواهد كرد. همينطور ميترسيدم كه چه مدت به اين كار ادامه خواهد داد. بهرحال چون درگير اين كار شده بودم، با درخواست قدرت و گرمي از خدا شروع كردم. هر كلمهاي را كه ايشان تا به حال به من ارائه دادند، بسيار با ارزش بوده است. در اين پيش درآمد ميخواهم دربارة چند نكتهاي كه تأثير بزرگي بر من داشته صحبت كنم. در دنياي ابدي، جائي كه اعضاي كانون در آن ساكن هستند، اگر موقعيت و برنامة خاصي نباشد، همگي با گناهان ارتكابيشان به شكل مرئي و قابل رؤيت، در نزديكي به خدا بسر ميبرند. اين براستي مجازاتي شديد و طاقتفرسا بنظر ميرسد. چطور ميتوانيم بگوئيم كه، آنجا پادشاهي بهشت است؟ آنجا ترسناكتر از جهنم بنظر ميرسد. نكتة بعدي ميخواهم دربارة عشق زناشوئي صحبت كنم. از آنجائيكه زوج از طريق عشق يگانه ميشوند، زندگي آنها خود تجسم واقعي عشق است. زندگي آنها براي دادن لذت به خدا است. زمانيكه آنها در گلزارها، در امواج سبزهها، در كوهها، جائي كه پرندگان نغمهسرائي ميكنند، و در اعماق جنگلها در آغوش عشق هستند، تمامي محيط برقص درآمده و با آنها هماهنگ خواهند شد. بعلاوه نور زيبا و درخشان خدا آنها را در بر خواهد گرفت، بگونهاي كه هرگز تصور آن را در ذهن خود نداشتهايم. اما زوجي كه يگانه نشدهاند، حتي در دنياي روح تنها در اطاق خوابشان همبستر خواهند شد. اگر يكي از آنها كامل نشده يا نقص و عيبي داشته باشد، طرف مقابل بايد تا زمان دستيابي همسرش به كمال منتظر بماند، ولي مدت آن، دورة بيپاياني است كه نميتوان آن را تضمين كرد. همچنين آن مدت زماني دورة قضاوت و دورة مجازات ترسناكي است. انگيزة سقوط بزرگ فرشته و حوا چه بود؟ ما فكر ميكرديم كه آنها فقط سقوط كردند. تا زمانيكه كه بحران سقوط خود را نشان داد، بزرگ فرشته، حواي جوان را با خود به اينجا و آنجا ميبرد. جوانة عشق با حوا رشد كرد و سرانجام او عاشق حوا شد. آدم متوجه نبود كه چه چيزي در جريان است. از آن زمان به بعد رابطة آدم و حوا خيلي جديتر از آن شد كه ما فكر ميكرديم. اگر چه حوا اولين تجربة عشق خود را با بزرگ فرشته فراموش نميكرد، در عين حال بخاطر سختي و ترس چارهاي جز تكيه كردن بر آدم نداشت. در نتيجه ميتوانيد تصور كنيد كه عشق زناشوئي آنها چگونه بود؟ نكتة بعدي ميخواهم دربارة " كيم ايل سانگ" كه او را در دنيا روح ملاقات كرده بود با شما صحبت كنم. كيم ايل سانگ تحت تأثير عشق و تدريسات قلبي و اشكبار دكتر لي قرار گرفته بود. اگر چه وقتيكه بر روي زمين زندگي ميكرد، داراي قدرت و اختياري مطلق بود، اما در دنياي روح حتي از عمق جهنم نيز بيرون رانده شده بود. او با تيره روزي در آستانة درگاه منتظر رستگاري است. در طي زندگي زميني، چطور ميبايد زندگي كنيم؟ بسيار ترسناك است. چيزهاي تعجب برانگيز بسياري وجود دارد. ما آب را بعد از تصفيه بوسيلة دستگاه تطهير كننده، مينوشيم. اما حتي اگر خودمان را بيشتر از آن پاكسازي و تطهير كنيم، بسيار دشوار است كه در دنياي ابدي در برابر خدا بايستيم. چون قانون پرداخت غرامت در دنياي روح وجود ندارد، اگر در طي زندگي خود بر روي زمين مرتكب گناه و خطائي شده باشيد، مهم نيست كه چند هزار سال سپري شود، شما هميشه در سطحي مشابه باقي خواهيد ماند. علاوه بر اين، اگر كسي مرتكب گناهي شده و در جهنم بوده باشد، راه زندگي آيندة بازماندگانش مسدود خواهد شد. چه حقيقت دردناك و غم انگيزي است! اينجا بود كه سؤالي براي من پيش آمد. وقتيكه پدر راستين به دنياي روح بروند، اگر پسر دوستداشتني من به جهنم سقوط كرده و در تقلا و كشمكش بوده باشد، آيا پدر ميتواند او را نجات دهد؟ در غير اينصورت، آيا بخاطر قانون دنياي روح، او بايد فقط منتظر بماند؟ بنابراين، اگر كسي در دنياي جسمي مرتكب گناهي شود، اين خود، ناپرهيزگاري و بيايماني ديگري براي والدين راستين خواهد بود. اگر چه هر كلمهاي كه دكتر لي ميگفت براي من تازگي داشت و مرا شگفتزده كرده بود، اما بارها من در ارتباط با ماهيت واقعي او شك كردم. دليلش اين بود كه او هر بار وقتي به سخن گفتن ميپرداخت، با مفادي مشابه با اصل آغاز مينمود. هر وقت كه به او شك كردم، خيلي ناراحت ميشد. ميگفت: "سربلندي و افتخار من جريحهدار شد، من سنگ هان لي هستم، كسي كه كتاب "انديشة هماهنگ" را جمعآوري و مرتب كرده است. بخاطر اينكه به اندازة كافي وقت نداريم و چيزهاي زيادي براي گفتن وجود دارد، بايد صبر و تحمل داشته باشم. بيائيد سريعاً شروع كنيم." با گفتن اين مطلب آرام ميگرفت و به من تسريع ميكرد كه آغاز كنيم. در حين ثبت گزارشات، دخترش بارها سؤالهائي خصوصي در ارتباط با مسائل خانوادگيشان مطرح كرد، اما دكتر لي به هيچكدام از آنها پاسخ نداد و اگر دخترش براي دريافت پاسخ با جديت اصرار ميكرد، ما را ترك ميگفت. او در مدت زمان گزارش، فقط براي اهداف عمومي ظاهر ميشد، و ميگفت كه براي صحبت كردن دربارة مسائل خانوادگياش فرصتي ندارد. اگر از ثبت گزارش خسته ميشدم، ميگفت: "براي چند دقيقه استراحت كرده و يك فنجان قهوه بنوشيد." دكتر لي خيلي به جزئيات دقت ميكرد. او نگران سلامتي من بود، ميگفت: "لطفاً بازويتان را نرمش داده تكانش بدهيد. اگر احساس ميكنيد كه خيلي سخت است، ميتوانيم امروز زودتر تمام كنيم… ميتوانيم تعطيل كنيم…". او اينگونه مرا تسلي ميداد. به دنبال پايان كارمان اگر ميپرسيدم كه فردا در مورد چه موضوعي سخن خواهيد گفت، او بدون اينكه جوابي بدهد، مرا ترك ميگفت. خونسردي نيز يكي ديگر از خصوصيات او بود. اگر چه بارها و بارها از او پرسيده بودم كه قصد داريد تا براي چند روز به اين كار ادامه دهيد، حتي يكبار هم پاسخ نداد. وقتي كه دو روز از اولين گزارش گذشته بود، فقط گفت: "لطفاً اوقات خود را مرتب كرده و مقداري بيشتر كار كنيم." و سپس بدون اينكه چيزي در بارة مدت زماني اشاره كند به دادن گزارش ادامه داد. ساعت 10، آخرين روز سومين ماه (بعد از شروع كارمان)، دكتر لي در حين دادن آخرين نامه بشدت گريه ميكرد. "خانم كيم! بخاطر سخت كوشي شما تشكر ميكنم. نميدانم كه آيا ميتوانم براي والدين راستين مفيد باشم يا نه. وقتي كه به اينجا آمدم متوجه شدم كه دنياي روح بسيار پهناور است و نميدانم كه چگونه ميتوانم دربارة آن توضيح دهم. اگر در ارتباط با اين دنيا به زمينيها گزارش ندهم، بنظرم ميرسد كه سختي و رنج بيشتري براي والدين راستين وجود خواهد داشت. به همين دليل سعي كردم تا هر آنچه كه از دستم برميآيد، انجام دهم. آيا نميدانيد كه اعضاي كانون در دنياي جسمي چقدر با سختي كار ميكنند؟ با اين همه اگر وقتي آنها به دنياي روح آمده و لحظات سختي داشته باشند، قلب خدا بدرد خواهد آمده و همين باعث دلواپسي والدين راستين خواهند شد. آرزومندم كه به تمامي اعضاء آموزش دهيد تا يك زندگي متمركز بر خوبي را بر روي زمين پيش گيرند. آنگاه آنها به حوزة مياني يا دنياي ارواح سياه نخواهند رفت، بلكه در نزديكي خدا خواهند بود. از شما ميخواهم كه با دقت اين نامه را بخوانيد. به روشنفكران بگوئيد كه علاوه بر مطالعة رشتههاي تحصيلاتيشان، بايد در مورد چگونگي زندگي در دنياي روح نيز مطالعه كنند. دنياي روح جائي نيست كه كسي بتواند با افتخار به عقل يا تخصصش به سوي خدا برود." او در حين بيان اين مطالب بشدت گريه ميكرد، و بدنبال پايان گزارش وقتيكه ما را ترك ميگفت، از پشت بسيار سنگين و غمگين بنظر ميرسيد. با اين گزارش ميخواهم، قدرداني و احترام عميق خودم را نسبت به دكتر لي ابراز كنم. او مرتب و خيلي مفصل صحبت ميكرد. مطالب اين كتاب از طرف دكتر لي كه در ماه مارس سال 1997 در گذشت ارائه شده و هدف از تأليف آن، ضرورت و فوريت آموزش به مردم روي زمين دربارة واقعيت دنياي روح و ارزش بهشتي والدين راستين بوده است. به همين دليل، اين كتاب به مشيت الهي از طريق والدين راستين بر روي زمين و يا "چانگ پيانگ"، "ته مونيم" و روحالقدس اشاره نميكند. من منتظر مطالب باشكوهتر بيشتري هستم. اين گزارش را با اين آرزوي خالصانه به پايان ميرسانم كه اميدوارم با توجه به عشق دكتر لي به تمامي اعضاء كانون خانواده، اين نامه بتواند براي شما مفيد واقع شود.
يانگ سون كيم استراليا
فصل اول
نامة پيشكش به والدين راستين
نامه به والدين راستين
والدين راستين! مايلم بهترين سلامها و درود خود را نثارتان كنم. اميدوارم كه مرا بخاطر ناپرهيزگاري در طي زندگي جسميام مورد عفو قرار دهيد. در برابر شما، نميتوانم از ناراحتي و غم جلوگيري كنم، چون قبل از شما به اينجا آمدهام. تلاش بسيار سخت و ممتد والدين راستين در ارتباط با انجام موفقيت آميز بركت بينالمللي سه ميليون و ششصد هزار زوج براي ما بخوبي آشكار است. اعضاي كانون همچنين در دنياي روح بسختي كار ميكنند تا به مردم شهادت دهند. با اينكه ما براي بازسازي دنياي روح، تلاشهاي با حرارت و گرمي داريم، اما بسياري از مشكلات بنيادي تنها زماني حل و فصل ميشوند كه شما به اينجا تشريف بياوريد. متأسفم از اينكه اين مسئله باعث مشكلاتي براي شما خواهد شد. از آنجائيكه والدين راستين مراسم بركت را در دنياي روح رهبري خواهند كرد، جمعيت بسيار كثيري در انتظار شما هستند. هم اكنون ما براي گشايش درهاي جهنم و رهائي ساكنان آن تدريس ميكنيم. اگر چه تمامي آنچه را كه از دستمان برميآيد انجام ميدهيم اما اين كار ما نميتواند با تلاشهاي والدين راستين مقايسه شود. آرزومنديم و دعا ميكنيم كه تلاش اندك ما بتواند از سنگيني بار مسئوليت شما بكاهد. والدين راستين! وقتيكه من در دنياي جسمي زندگي ميكردم، روشنفكران اغلب از من سؤالهائي دربارة دنياي روح ميپرسيدند، اما من نتوانستم پاسخ قابل درك و زيركانهاي براي آنها داشته باشم. هر وقت كه سمينارهاي دانشگاهي داشتيم، مردم دربارة دنياي روح سؤالهائي داشتند، اما جواب واضح و قابل فهمي در جواب آنها نداشتم. دنياي روح مثل معمائي بود كه خود بتنهائي نميتوانستم از پس آن برآيم. از اينرو بدون طبقه بندي اصول دنياي روح به اينجا آمدم. براي اين منظور، بنا به دلايل زيل، سعي ميكنم تا جزئيات دنياي روح را با دقت گزارش دهم: نخست ميخواهم بسياري از مسائلي كه مردم زميني را آزار ميدهد، حل و فصل كنم. دوم، ميخواهم كه براي زندگي درست و صحيح اعضاي كانون بر روي زمين به آنها كمك كنم. سوم، اگر چه تلاش من بسيار اندك ميباشد، ميخواهم كه مشكلات و سختيهاي والدين راستين را كاهش دهم. چهارم، من بسبب وجداني گناهكار و مقصر در عذاب هستم، چرا كه زودتر از والدين راستين به دنياي روح آمدهام. پدر راستين! تا به حال پسر حقير شما، حوزههاي مختلف دنياي روح را كشف كرده است، و تا آنجائيكه امكان داشته باشد، تمامي دنياي روح را زير پا خواهم گذاشت و اكنون ميخواهم تمامي بررسيها و برآوردهايم را از دنياي روح بيان كنم. اگر پيامهاي من، حاوي اشتباهاتي است، لطفاً مرا مقصر دانسته و آنها را تصحيح بفرمائيد. با آشكارسازي رمز و رازهاي دنياي روح، خالصانه ميخواهم تا به اعضاي كانون كمك كنم. اميدوارم كه ساكنان دنياي جسمي با آگاهي از دنياي روح، مرتكب گناه نشده و بدون هيچ خطا و گناهي به دنياي روح بيايند. دعا ميكنم كه با اقدامي اينچنين وقتي پدر راستين به دنياي روح ميآيند، از بار مسئوليتشان كاسته شود. بعلاوه، خدا نيز زير بار مسئوليت سنگيني بوده و در بيچارگي بسر ميبرند. پدر راستين! عميقاً قدرداني ميكنم از اينكه مرا به اين مكان پر بركت فرستاده و به من عنوان "مرد تقديس شده" دادهايد. بعد از تكميل زندگيام بر روي زمين بخاطر بركات و شكوه شما به اينجا آمدهام. بنابراين تمامي وجودم را خالصانه براي رهائي ساكنان جهنم در اين دنياي ابدي وقف خواهم كرد. پدر و مادر راستين! در مقام يك زوج بركت گرفته از شما بخشش ميطلبيم، زيرا در دنياي روح در آرامش زندگي ميكنيم. ميخواهيم كه در برابر والدين راستين با تمامي وجودمان سر سجده فرود آوريم. خدا به والدين راستين بركت طول عمر اعطاء بفرمايند. 21 اوت 1997 سنگ هان
به اعضاي دوستداشتني كانون خانواده مايلم كه اين نامه را به اعضاي دوستداشتني كانون تقديم كنم. عزيزان! نخست از چه چيزي سخن بگويم؟ هيچكس نميتواند از مرگ جسمي اجتناب كرده يا از دنياي روح بگريزد. اين مسير قانون بهشتي است كه هركسي ميبايست از آن طي طريق كند. چون به اينجا آمدهام دلم براي همة شما عزيزان تنگ شدهاست. من واقعاً نگران اين هستم كه چگونه به شما دربارة قوانين بهشتي آموزش دهم تا آنها را زير پا نگذاشته و بدون هيچ مشكل و مسئلهاي به دنياي روح بيائيد. اگر قوانين دنياي روح را زير پا بگذاريد، نميتوانيد به آساني آن را جبران كرده و بهاي غرامت آن را از طريق رنج و عذاب در دنياي روح بپردازيد. عزيزانم، چه لحظات سختي داشتهايد! آرزو ميكنم كه وقتي به اين دنياي ابدي گام نهاديد، بتوانيد در شادي زندگي نمائيد. آرزو ميكنم كه از سختيهاي زودگذر نگريزيد. اگر ثابت قدم باقي بمانيد، زندگي ابدي را خواهيد يافت. اگر شما قوانين بهشتي را نقض كنيد، بازماندگان شما ميبايست بجاي شما غرامت پرداخت كنند. زمانيكه والدين راستين، دنياي روح را سازماندهي كنند، رفتارهاي نادرست شما قلب آنها را بدرد خواهد آورد. اعضاي عزيز كانون خانواده، نام من سنگ هان لي است، كسي كه كتاب "انديشة هماهنگ" را تأليف كرده است. ميخواهم تمامي يافتهها و برآوردهايم را از دنياي روح براي شما بازگو كنم. لطفاً با دقت اين مطالب را خوانده و زندگي زميني خود را با موفقيت و سر بلندي به پيش ببريد. بيائيد با انجام اين كار قلب دردآلود والدين راستين را تسلي داده و براي طول عمر والدين راستين دعا كنيم. شما بايستي كه زندگي روزانة خود را متمركز بر سخنان والدين راستين بررسي كنيد. اين پند و توصية من بعنوان برادر بزرگتان به شما است تا كمكي براي انجام موفقيتآميز مسئوليتتان بر روي زمين باشد. خدا به همة شما بركت دهد! سنگ هان لي، 21 اوت 1997
فصل دوم
واقعيت دنياي روح و زندگي زميني
1. ملاقات در مراسم "سانگ هوا"
ايدئولوژي هماهنگ، انديشة اساسي و بنيادي است كه پدر راستين به ما اهداء كردهاند، اما مردم بسياري سعي دارند تا آن را فقط بطور عقلي درك كنند. بهمين خاطر در تمامي زندگيم در دنياي جسمي سعي داشتم تا براي فهم آسانتر مردم از انديشة توحيدي كانون، كتابهاي زيادي تأليف كنم. اما نتوانستم بطور كامل آن را به انجام برسانم. به همين دليل، ميخواهم آن چيزهائي را كه بر روي زمين ناتمام گذاشته بودم از دنياي روح براي شما بفرستم، تا بتوانيد آنها را با تمامي مردم سهيم شويد. خانم كيم! با توجه به زندگي زمينيام ميدانم كه انسان سخت كوشي هستيد. بنابراين ميخواهم متمركز بر خانوادة آقاي "هو وونگ چانگ" در دنياي روح به شما كمك كنم. لطفاً منتظر باشيد، با توجه به اين نكته كه خدا گفت كه لازم نيست تا 40 روز بر روي زمين منتظر بمانم، من به تمامي نقاط زمين همينطور تا آنجائيكه بتوانم در دنياي روح سفر خواهم كرد، تا بتوانم انديشههايم را مرتب و سازماندهي كرده و براي شما بازگو كنم. همسر من نيز چيزهاي زيادي براي گفتگو با شما دارد. خانم كيم! لطفاً مرا ببخشيد از اينكه بخاطر من براي مدتي دچار سختي خواهيد شد،. بعد از مرتب كردن افكار و انديشههايم به مدت 40 روز، برميگردم. اگر چه ممكن است كه به استراليا برويد، ميتوانم به آنجا بيايم، بعد دوباره شما را ملاقات خواهم كرد. متشكرم. همچنين ميخواهم قدرداني كنم، از اينكه در مراسم "سانگ هوا" همه از من به خوبي و زيبائي ياد كردند.
2. مراسم يادبود همراه با اعضاي خانواده، در خانهاش 28 مارس 1997
1) به فرزندان دوستداشتني ام (نامه اي از پدرتان) مدتهاست كه ميخواهم با همگي شما صحبت كنم، اما بخاطر محدوديت زماني، از طريق اين نامه سلام و درود ميفرستم. فرزندان عزيز و دوستداشتني من! اگر بخواهم اين دنياي نامرئي را در يك جمله براي شما تشريح كنم: "چه زندگي بيفايدهاي است دنياي جسمي! براستي بيارزش است، بيارزش بوده است، اوه! خدايا! اوه! خداي بزرگ!"
اين تشريح دنياي روح است. پدر شما واقعاً نميداند كه چطور ميتواند دنياي روح را تشريح كند. خدا نامرئي است. اما نور تابان و جذابي وجود دارد كه با عقل و شعور و فهم بشري غير قابل توصيف است. تمامي جزئيات زندگي ما در برابر چنين نوري بطور كامل نمايان ميشود، ما احساسي انباشته از آرامش، امنيت و شادي خواهيم داشت، بسان احساسي كه يك نوزاد در زمان نوشيدن شير مادرش دارد. بنظر ميرسد كه در اين نور هر چيزي درست مثل كورة ذوب آهن، در حال ذوب شدن است....، آيا ميتوانيم آن را كورة ذوب عشق الهي بخوانيم؟ … اوه خدايا! چه دنياي شگفتانگيزي در پيش رو است! يك منظرة دلپذير، يك ملودي زيبا، چنان كه هرگز آن را تجربه نكردهايم.... فرزندانم! حتي اگر پدرتان سعي كند تا تمامي شب را براي شما از دنياي روح سخن بگويد و بنويسد، باز هم قادر نخواهد بود تا به اندازة كافي احساساتش را بيان كند. اجازه دهيد تا از شما چيزي بپرسم: تا كي ميخواهيد به زندگي بر روي زمين ادامه دهيد؟ هدف زندگي شما چيست؟ در مقام والدين شما، از شما ميخواهم كه اصل الهي را كه پدر راستين تأليف نمودهاند و انديشة هماهنگ را كه من نوشتهام، بطور كامل بخوانيد. بعد از مطالعه آنها، بايد راه زندگي خود را مشخص كنيد. اگر تعاليم با ارزشتري نسبت به آن كتابها وجود دارد، ميتوانيد از آن تبعيت كنيد. اما اگر فكر ميكنيد كه چنين تعليم باشكوهي وجود ندارد، آنگاه بايد با تمامي انرژي و زندگي خود براي خواست خدا كار كنيد. شما نبايد به اخبار محلي دربارة شايعات منفي گوناگون در ارتباط با كانون خانواده گوش فرا دهيد، اما بايد به اخبار ملي توجه كنيد. در مراسم "سانگ هوا" بسياري از مردم از من تعريف كردند. از شما ميخواهم كه در مقام فرزندان من، در برابر آنها و احساساتشان متواضع باشيد. در آيندهاي نزديك، بعد از اينكه افكارم را مرتب و سازماندهي كردم، از طريق خانم كيم دربارة دنياي روح پهناور و بيكران توضيح خواهم داد. همينطور با گروه پروفسوران در اين مورد صحبت خواهم كرد، شما هم بايد به خانم كيم كمك كنيد و هم خودتان بايد چگونه زيستن را بياموزيد. لطفاً از خاطر نبريد كه دنياي جسمي را كه در آن زندگي ميكنيد، بيارزش و مقطعي است. از پدرتان_
2) به فرزندان دوستداشتنيام (يك نامه از مادرتان) عزيزان دلتنگم! لطفاً صد در صد به آنچه را كه پدرتان ميگويد، گوش فرا دهيد. در مقام مادرتان، چيزي كه از شما ميخواهم اين است كه روابط خودتان را با يكديگر نزديكتر كرده و به هم كمك كنيد. همواره درپي فرصتي باشيد كه در آن بتوانيد به ديگري كمك برسانيد. چطوري مسئلة ارثيه را حل و فصل خواهيد كرد؟ بعد از اينكه دربارة اين مسئله بين خودتان صحبت كرديد، لطفاً نتيجه را با خانم كيم درميان بگذاريد. پدرتان گفت كه خود آن را جمع بندي خواهد كرد. همچنين از شما ميخواهم كه والدين راستين را بخوبي بشناسيد. چقدر خوشحال و شاد هستيد از اينكه اين اخبار با ارزش را از دنياي روح دريافت ميكنيد. در مقام مادرتان، من از آن بسيار قدردانم. از مادرتان_
بعد از بررسي زندگي من، لطفاً انديشة هماهنگ را مطالعه كنيد بعد از بررسي زندگي من، لطفاً انديشة هماهنگ را مطالعه كنيد. لطفاً از من پيروي كنيد. (پندهاي پدري به پسرانش)
سؤال و جواب با اعضاي خانوادهاش سؤال: دربارة ناخلف بودن چه فكر ميكنيد؟ جواب: چون مسئوليت خودم را در برابر خدا بطور كامل به انجام نرساندهام، چطور ميتوانم خلف بودن فرزندانم را بطلبم؟ اگر ميخواهيد كه مسئوليت يك فرزند خلف را انجام دهيد، لطفاً از والدين راستين پيروي نمائيد. سؤال: چرا از پنجره رفتيد؟ جواب: هيچكس از پنجره نخواهد رفت، اگر نداند كه پنجره است! اما من از پنجره رفتم، زيرا براي من مثل يك خروجي بنظر ميرسيد. لطفاً در اين مورد ديگر سؤال نكنيد. من دربارة زندگي گذشتهام غبطه نميخورم. حتي توبه هم نميكنم. اگر چيزي باشد كه ميبايست دربارة آن توبه كنم، اين است كه نتوانستم از لحاظ عقلاني بيشتر از اين روشنفكر شوم. (گزارشگر: مرگ دكتر لي، بسبب پرت شدن ايشان از پنجره صورت گرفت.) سؤال: با متعلقات و دارائيهاي شما چكار كنيم؟ جواب: چيزهاي باارزش آن را به دانشگاه سان مون بدهيد و مابقي را بسوزانيد. دستورالعمل به پسرانش: شما بايد براي خواست خدا زندگي كنيد. اگر باور داريد كه اصل الهي و انديشة هماهنگ حقيقت است، بايد با تمامي روح، قلب، و زندگيتان از آن پيروي كنيد. براي شما انجام چه كاري ضروري است؟ پس از اينكه متوجه شديد كه چه چيزي براي خواست خدا مفيد است، به حقيقت عمل كنيد. من در دنياي روح موارد آموزشي را كه بتواند يك كمك اساسي براي مردم روي زمين باشد آماده ميكنم.
دستورالعمل به كاركنان مؤسسة انديشة هماهنگ لطفاً "مؤسسة انديشة هماهنگ" را توسعه دهيد، من در انجام اين كار به شما كمك ميكنم.
كلام خدا 1) سنگ هان لي! تبريك بخاطر ورود تو به آغوش خدا! 2) خدا مرا يك "مرد بهشتي" صدا ميزند. 3) خدا گفت كه سنگ هان ميخواهد (براي جستجو و تحقيق) تمامي دنياي روح و دنياي جسمي را زير پا بگذارد، او بسختي كار ميكند.
مكالمة خصوصي خانم كيم! اميدوارم كه شما بعد از زندگيتان بر روي زمين، زماني كه همسن من شديد، بتوانيد به اينجا بيائيد. اكنون ميخواهم تا از طريق شما، تا آنجائي كه قادر هستم همه چيز را دربارة دنياي روح فاش كنم. هم اكنون، ما به يك مراسم ازدواج دعوت شدهايم. (خانم كيم رؤيا و الهامي ديد كه در آن اعضاي خانواده دور ميز غذاخوري منزلشان كه از نورهاي درخشان و تابان پر شده بود، گرد هم جمع آمده بودند.)
به "چورل ها هوانگ" و "جونگ سم لي" ساعت 10 شب 21 ژولاي 1997
"تشكر ميكنم كه در نشست امروز شركت جستيد. لطفاً اين نامه را بخوبي كتابي براي گروه دانشمندان چاپ نمائيد."
3. دنياي روح و زندگي در آن 23 مي 1997
1) دنياي روح اگر چه دنياي روح مثل دنياي مرئي پديدهها بنظر ميرسد، اما معيارهاي آن را نميتوان با معيارهاي دنياي جسمي مقايسه كرد. براي مثال، در دنياي پديدهها، ماده و مكان يك اتومبيل را محدود ميكند، اما در دنياي روح شكل يك اتومبيل با توجه به خواست فرد ميتواند عوض شود، جهت حركت آن نيز آزاد است..... اتومبيل با انديشة رانندهاش رانده ميشود و حتي ميتواند در يك لحظه از كوه عبوركند، درست مثل فيلمهاي تخيلي كه كودكان از آنها خيلي لذت ميبرند. اتومبيل در حركتش آزاد است، و اگر چه حركت آن ممكن است بينظم بنظر برسد، اما بخاطر اينكه تمامي آنها قوانين روحي را مراعات ميكنند، اصلا و ابدا تصادفي روي نميدهد.
2) زندگي در دنياي روح مردم زميني شبها به خواب ميروند و صبحها از خواب برميخيزند، در دنياي روح نيز بهمين شكل رفتار ميكنند. اما در دنياي روح روز و شب از نظم و قاعدة عادي پيروي نميكند، شب و روز با توجه به فكر و انديشة فرد ميتواند تغيير كند. من نميدانم كه براي اولين بار چه كسي دنياي روح را بترتيب شامل جهنم، فردوس و بهشت تشريح كرد، اما آن توصيفات صحيح است. تفاوت بسيار زيادي بين اين سطوح مختلف زندگي وجود دارد. جهنم خيلي نامأنوس است، و ما هرگز نميتوانيم در دنياي جسمي تصويري قابل مقايسه با آن ببينيم. براي مثال، يك زن را برهنه ايستاده ديدم. كنار او مردي قسمتهاي پائين بدن او را لمس ميكرد و كنار آنها زن ديگري با زن اولي مشاجره ميكرد كه قسمتهاي پائين بدن مرد به او تعلق دارد. آنها عليرغم طبيعت مضحك و بيتناسبشان، احساس خجالت نميكردند. يكبار يك زن ژاپني را ديدم كه با كفشهاي چوبي بر پايش در حال دويدن به زمين افتاد، زن ديگري آمد و كفشهاي او را برداشت و آنها را انگار كه از آن خودش ميباشد، پنهان كرد. زني كه كفشهايش را گم كرده بود، بدنبال آنها ميگشت و زني هم كه آنها را پنهان كرده بود، انكار ميكرد كه كفشي ديده است. آنگاه آنهائي كه آن اتفاق را ديده بودند، با فرياد ميگفتند كه او دزد است و هجوم آورده و با دست و پا او كتك را ميزدند. اينجور چيزها اغلب اتفاق ميافتد. وقتي مرد پيري به خاطر زخمي بودن انگشتش نميتواند غذا بخورد، مرد جواني ميآيد و غذاي او را ربوده و با حرص و ولع در دهان خود ميگذارد. اينجور چيزها اغلب در جهنم اتفاق ميافتد. زن ديگري كه بزور موهاي سرش را تراشيده بودند، احساس خجالت ميكرد. بهمين خاطر سرش را با حولهاي پوشانده بود. اما مردمي كه از كنار او رد ميشدند، حولة او را ميگرفتند و دستها و صورت خود را با آن تميز ميكردند. وقتي كه زن حوله را از آنها پس گرفته و سرش را با آن ميپوشاند، مردم بزور دوباره حوله را از او گرفته و آن را با قيچي دو پاره ميكردند و نيمة آن را به او بازميگرداند. آنگاه او بخاطر شرمندگي از لختي سرش به مكاني سياه و تاريك ميگريخت.
4. بهشت و جهنم واقعي در دنياي روح 1 ژوئن 1997 (سخنان امروز نه با هيجان كه در آرامش بيان شدهاست.)
1) بهشت جائي است كه افكار و اعمال يكي ميشود اگر چه نميدانم كه كلمه و عبارت بهشت از كجا آمده است، ولي بهرحال افراد در گفتار خود از عبارتهاي جنت، باغ عدن و بهشت استفاده ميكنند. بهشت جائي است كه گفتار و اعمال يكي ميشوند. بعنوان مثال، امروز اگر ميانديشم كه "چه نوع گوشتي يا چه غذائي ميخواهم بخورم؟" همزمان با آن انديشة من، يك مجلس جشن بزرگي در برابرم ظاهر ميشود. همچنين اگر به اين ميانديشم كه "امروز به كجا رفته و چه كسي را ملاقات خواهم كرد؟" در همان لحظه در همان مكان خواهم بود. حتي اگر بيانديشم كه "مبادا شخصي را كه به ديدنش ميروم برهنه باشد!" اتفاقاً يكبار همينطور شد و فردي كه به ديدنش رفته بودم پاك برهنه بود، كه بعد حسابي خنديديم. اخيراً ميانديشيدم كه "وقتي انسانهاي نابينا به دنياي روح بيايند، آيا تفاوتي با انسانهاي بينا خواهند داشت؟" ناگهان يك پدربزرگ و مردي كوتاه قد در برابر من ظاهر شدند. مرد كوتاه قد كور بود، اما پدر بزرگ بينائي خوبي داشته است. پرسيدم: "آيا در بهشت مردم كور وجود دارند؟" جوابشان اين بود: "ما بخاطر سؤال تو به اينجا آمديم. بر روي زمين من نابينا بودم، اما در اينجا حتي عبارت كوري وجود ندارد، نابينائي نيست. من قادرم همه چيز را ببينم." پرسيدم: پدر بزرگ، شما ميتوانيد ببينيد، چرا به اينجا آمدهايد؟" او گفت:" تو در مورد تفاوت بين كساني كه بر روي زمين از قدرت بينائي برخوردار بوده و آنهائي كه نابينا بودهاند، سؤال كردي! تو ميتواني با هر دو چشم درون (قلب) و چشم بيرون ببيني. با چشمانت ميتواني يك مفعول مرئي را ببيني، اما چيزهائي را كه با قلبت ميتواني ببيني، بهتر از ديدن آنها با چشمانت ميباشد." در بهشت، محيط پيرامون با نورهاي جواهر گونة بسياري احاطه شدهاست. شما بسبب روشنائي و درخشندگي پيرامون نميتوانيد هيچ مسئلهاي را بين خودتان پنهان نگه داريد. همه چيز توسط قلب و چشمها ديده و شناخته خواهند شد. اگر من از نور پر شده و موهايم طلائي خيره كننده است، به خاطر نورهاي طلائي درخشان بوجد آورندة اطراف است. اينجا مكاني است كه قلب همواره مملو از صلح و صفا است، جائيكه سختي و ناراحتي و گرسنگي وجود ندارد. بهشت جائي است كه در تشريح و توضيح چيزها مشكلي نخواهيد داشت.
2) جهنم جائي است كه در بهشت قادر به تصور آن نيستي در جهنم گرسنگي، خستگي، حسادت و عذاب بسياري را تحمل ميكنيد. جهنم غوطه خوردن در حسادت و ناراحتي است و شما بسبب چنين رنج و عذابي، نميتوانيد از جنگ و درگيري اجتناب كنيد. در بهشت در تبعيت از قلب خودتان آزاد هستيد، اما در جهنم نميتوانيد يك كار كوچك حتي با توجه به خواست خودتان انجام دهيد. شما در جهنم بزور دارائي بعنوان مثال مواد غذائي ديگران را تصاحب كرده و آن را با حرص و ولع ميخوريد. مردم روي زمين نميتوانند تصور كنند كه جهنم چقدر پليد است.
3) "سنگ هان، پسرم!" اين عشق است (گزارشگر: تنها والدين و پدربزرگ و مادربزرگ ميتوانند كه دكتر سنگ هان لي را اينگونه صدا كنند.) بر روي زمين اگر پدر در بارة عشق صحبت ميكند، همواره از محدب و مقعر سخن ميگويد. وقتي به عشق ميانديشيد، به محدب و مقعر فكر ميكنيد، اما اين كلمات براي فهم و درك بسيار دشوار و تكنيكي هستند. فرا خواندن "سنگ هان، پسرم" داراي چنان احساسي از عشق است كه همه چيز را ذوب ميكند. عشق داراي چنان حساسيتي است كه ميخواهد حتي جنايات وحشيانه را ببخشد، يا وقتيكه در كنار فردي با بوي تعفن ماهي گنديده قرار گرفتهايد، احساس آرامش داشته باشيد. حتي عشق هم داراي احساس غيرفعال آسودگي و آرامش ميباشد. كلمة "عشق" به اندازة كافي قلب را تشريح نميكند، چيزي ديگر نيز لازم است. قلب داراي احساسي كاملاً بدون حسادت و رشك است. حتي در معموليترين شرايط و اوضاع، وقتي كه قدم ميزنيد، يا وقتيكه كلمهاي را بيان ميكنيد، يا وقتيكه لباس ميپوشيد. استفاده كردن از كلمة عشق رضايت بخش نيست. براي خدا عبارتي زيبا، يا به اندازة كافي عميق كه بتواند انديشة عشق را در بر داشته يا آن را بيان و ابراز نمايد، وجود ندارد. خدا ندا ميدهد، "سنگ هان پسرم!" اين عشق است! اگر شما بدون عيب و نقص خواست عشق را در آغوش گيريد، ديگر جنگ يا رنج و عذاب بر روي زمين وجود نخواهد داشت. راه شايستهاي براي توضيح و تشريح كامل كلمة "عشق" وجود ندارد. اين عشق است.
4) مفهوم جهنم و بهشت در بهشت اصلاً جائي براي نگراني و تشويش خاطر وجود ندارد. شما بسان يك مجموعة كامل و يكدست عشق زندگي خواهيد كرد. جهنم جائي است كه شما در آن بر لبة ناراحتي، نگراني، تشويش، درگيري و تضاد بدور خود دور ميزنيد، زيرا در حوزهاي زندگي ميكنيد كه قادر به دانستن چيزي دربارة عشق نيستيد. بطور خلاصه، جهنم مكاني بيگانه از عشق، و بهشت اتحاد كامل و مقدس عشق است. و بطور سادهتر، بهشت جائي است كه چيزي فاقد عشق در آن يافت نميشود، و جهنم مكاني است كه يك ذره عشق در آن يافت نميشود. اين امكان وجود دارد كه ميوة عشق جوانه زده و گسترش يافته و آزادي ساكنان جهنم را به ارمغان آورد.
5. حوزة مياني دنياي روح 1 ژوئن 1997
1) حوزة مياني دنياي روح چيست؟ نحوة نگرش ما دربارة حوزة مياني دنياي روح، بر روي زمين، با واقعيت آن در اينجا فرق ميكند. در اجتماعات بسياري در دنيا، مردم براي تأسيس ملتهائي كار ميكنند كه از عبادت و خدمت به خدا دور هستند. مردم بدون اينكه به مذهب توجهي كنند، سعي در بالا كشيدن خودشان دارند. آنها در مكانهائي با روابط فاقد ايمان گرد هم ميآيند. در اين مكان يافتن شباهت به بهشت يا جهنم بسيار دشوار است، ولي شباهتهاي بسياري به زمين دارد. بعنوان مثال، در وقت غذا در آشپزخانه، همه كار ميكنند، فردي ظرفها را ميشويد، شخصي غذا را آماده ميكند، فردي ديگر غذا را پخش ميكند، همه با هم كار ميكنند. براي توصيف مردم اين حوزه بهتر است اينگونه مطرح كنم: در بهشت مردم بسيار نوراني هستند، در جهنم، مردم هميشه مضطرب و بيقرارند، اما در اينجا مردم هميشه سرشان شلوغ بوده و بسختي كار ميكنند، و هرگز استراحتي ندارند. مردم در ايام مخصوصي، با انرژي خاصي سرزنده ميشوند، اما هيچگونه توجهي به خدا و مذهب وجود ندارد. براي مردم در اينجا انديشة هماهنگ را تدريسات كردم، اما تعدادي از آنها سؤالهاي ابلهانهاي ميپرسيدند، مثلاً پرسيدند كه آيا دنيائي نيست كه در آن فقط مردم يكسان و همانند هم زندگي كنند؟! سؤالهاي آنها بسيار ساده و بياحساس و وضعيت بگونهاي است كه احساس ميشود كه براي ويتنس كردن مردم، يك دورة زماني طولاني لازم است. حوزة مياني دنياي روح، بهشت نيست، جهنم هم نيست، بلكه داراي سطوح مختلف بسياري است. اينجا جائي است كه انتقال يا رساندن چيزي از خدا يا اصل الهي و يا انديشة هماهنگ به مردم بسيار دشوار است. حوزة مياني دنياي روح بسيار پهناور است، به همين خاطر توضيح گوناگوني آن دشوار است. در اين حوزه، مردم معمول
 |
|
- اگر در دانلود با لينكهاي مستقيم مشكل داريد، چك كنيد كه حتما با آدرس .tooptarinha.com
وارد سايت شده باشيد، اگر با ساير ادرسهاي پارك شده روي ادرس اصلي وارد سايت شده ايد آن را اصلاح كنيد .
- بازي هاي و نرم افزارها به صورت فشرده(زيپ شده) در سايت براي دانلود قرار ميگيرند، بعد از اتمام دانلود براي خارج كردن فايل از حالت فشرده بايد از نرم افزار winzip استفاده كنيد،
براي دانلود اين نرم افزار همينجا كليك كنيد
- براي تسريع در دانلود فايلها و اينكه فايلها ناقص دانلود نشوند،حتما يك نرم افزار مديريت دانلود روي ويندوز نصب داشته باشد.براي دانلود بهترين نرم افزار مديريت دانلود همينجا كليك كنيد
- مهم : براي استفاده از تمامي امكانات در سايت ثبت نام كنيد - ثبت نام -
- وبسايت توپترينها هيچ گونه وابستگي به هيچ شخص حقيقي يا حقوقي ندارد و تمام هزينه هاي راه اندازي و گسترش و نگهداري وبسايت به صورت شخصي و از طريق درآمد فروشگاه سايت تامين ميشود.
|
| تمام محصولات سايت با كيفيت درجه يك ميباشند،از جديدترين محصولات فروشگاه توپترينها ديدن فرمائيد |

|
|
آمار سایت
کل مطالب : 1411
کل نظرات: 9273
رتبه آلكسا درايران : 108
رتبه در بين وبسايتهاي پارسي : 70
تاريخ راه اندازي: بيست بهمن 1388
برچسب ها
behnam najafi,
behnam najafi ashegham bash download,
اهنگهاي جديد بهنام نجفي,
بهنام نجفي,
بهنام نجفي عاشقم باش,
ترانه احسان,
خواجه اميري,
دانلنود آهنگهاي جديد اسفند 90,
دانلود آلبوم عاشقم باش بهنام نجفي,
دانلود آلبوم يه خاطره از تو,
دانلود آلبومهاي جديد اسفند 90,
دانلود ترانه نميدونم از اخسان خواجه اميري,
دانلود جديدترين كليپهاي موبايل,
دانلود رايگان آهنگهاي جديد بهنام نجفي,
دانلود عاشقم باش بهنام نجفي,
دانلود فيلم موبايل,
زن و شوهر,
سايت بهنام نجفي,
كليپ شوخي با زن و شوهرها,
يه خاطره از تو احسان خواجه اميرينمایش تمامی تگ ها