منوی بالایی تان را از منوهای وردپرس انتخاب نمایید

دانلود رمان جدید و عاشقانه منی دیگر برای pdf

دانلود رمان جدید و عاشقانه منی دیگر

نویسنده: رز
ژانر: عاشقانه
خلاصه داستان:
یکی بود یکی نبود،زیر گنبد کبود دختری بود، چش عسلی، پیرهن پری،ولی این دخترک قصه ی ما، دل پر غصه ای داشت،زندگیش قشنگ نبود،میون باغ دلش، گل های رنگارنگ نبود،پدرش پدر نبود
سهمش از زندگی جز ، روزای دربه در نبود،روزی از همین روزا،روزای خوب خدا،یکی اومد، در خونشون رو زد،درو وا کرد و نگاهش، به ته کوچه رسید،خود خوشبختی رو دید گل حسرت تو دلش خشکید و خشکید…

قسمتی از متن رمان منی دیگر:

مقدمھ:
در کوچھ پس کوچھ ھای شھری کھ تا رنگ باختن فاصلھ ای ندارد
نشستھ ام میان یک مشت افکار باطلھ و ثانیھ ھا را می شمارم
تا شاید کورسویی بیابم از امید فرداھا…
فرداھایی بدون سیاھی دیروز و امروز
بدون بغض گره خورده در گلویم، بدون سرخوردگی سالیان دور.
نگاھم بھ دور دست و فکرم در دور دست …
اما چھ تفاوت فاحشی ست بین این دو دور دست!!!
پدر کجایی کھ بارقھ ھای امید را در لابھ لای صفحات زندگیم لمس کنی؟
آیا باید تو را پدر بنامم؟
تو کھ در حساس ترین لحظات زندگی ام پدر نبودی و افق ھای فردایم را زیر پاھایت
لھ کردی؟….
باشد؛ خیالی نیست…
ھنوز ھم امیدوارم
ھنوز ھم تا پایان فاصلھ دارم
ھمانطور کھ چشم دوختھ ام بھ دوردست زندگی ام
می روم بھ سوی دوباره بودن
دوباره ساختن
دوباره زندگی کردن
دوباره منی دیگر…
بھار ھزار و سیصد و ھفتاد و دو
صدای موزیک و جیغِ از سرِ ھیجان دختر و پسرھا توی سرم می پیچید. حالت تھوع
ناشی از استرس معده ام را زیر و رو می کرد. دوساعتی بود کھ پلک ھایم باز شده و
پشت در بستھ اطاق تاریک گیر کرده بود. چند باری کلید برق را امتحان کردم، بی
فایده بود. نا امید بھ سقف مدور بالای سرم نگاھی کردم. سیم سفید چرک بستھ ی
آویزان شده، لامپی بھ سر نداشت.

دانلود با لینک مستقیم-pdf



رمز فایـل ( در صورت نیاز )

مطالب مرتبط:

1 دیدگاه

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کسب در آمد اینترنتی قانونی و تضمینی