» » » دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست با فرمت pdf
دانلود رمان بعد از تو شیرین سعادتی

دانلود رمان بعد از تو شیرین سعادتی

دانلود رمان بعد از تو شیرین سعادتی با لینک مستقیم و رایگان رمان بعد از تو شیرین سعادتی را برای شما آماده کرده ایم و از شما دعوت میکنیم برای دانلود این کتاب به ادامه مطلب مراجعه کنید...

دانلود کلش جادوئی

جم بی نهایت کلش اف کلنز

نسخه ی جم بی نهایت کلش اف کلنز


»بر اساس نسخه ی جدید 8.709 و تاون هال 11

برخی امکانات کلش جادوئی ایران کلش :

تاون هال 11
- اضافه شدن بمب تاور و کلن چلنج
جم بی نهایت-الکسیر بی نهایت-طلای بی نهایت
-سرورهای آنلاین و بدون قطعی
- اضافه شدن زبان فارسی به بازی
-پشتیبانی 24 ساعته در تلگرام
- و ده ها امکانات رايگان ديگر

دانلود کلش جادوئی اندروید


دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست با فرمت pdf

دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست با فرمت pdf
 

دانلود رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست با لینک مستقیم

 
نام رمان: عمر هیچ درختی ابدی نیست
نویسنده: مهسا نجف زاده
تعداد صفحات: 220
تاریخ انتشار: 1395/07/12
 
خلاصه رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست:
ترا به ترانه ها بخشیدم
به صدای موسیقی
به سکوت شکوفه ها
که به میوه بدل می شوند
و از دستم می چینند .
ترا به ترانه ها بخشیدم
با من نمان
عمر هیچ درختی ابدی نیست
باید به جدایی از زندگی عادت کرد .

 

کانال تلگرام سایت

  • کانال تلگرام سایت توپترینها
  • برای کمک به تامین نیاز هاست دانلود و پیشرفت سایت استدعا میکنیم یکبار بر روی بنر زیر کلیک کنید .سپاسگذار محبتتان هستیم
    • امتیاز منفی
    • +1
    • امتیاز مثبت

    اطلاعات نرم افزار

    حجم: 2.03 مگابایت
    فرمت: pdf
    تعداد صفحات: 220
    تاریخ انتشار: 1395/07/12
    منبع: توپترین ها
    امتیاز کسب شده توسط کاربرانامتیاز کسب شده توسط کاربرانامتیاز کسب شده توسط کاربرانامتیاز کسب شده توسط کاربرانامتیاز کسب شده توسط کاربران   ( 4/5 )

    پسورد فایل (در صورت نیاز)

    www.tooptarinha.com

    راهنمای نصب

    مقدمه رمان عمر هیچ درختی ابدی نیست:
    مرد دست به سینه بازویش را به دیوار تکیه داده و به حرکات تُند انگشتان او خیره نگاه می کرد .
    گفت : قهوه رو تازه دم کردم، چرا برای خودتون یکی نمی ریزید ؟
    چاقو را روی میز گذاشت و در یخچال را باز کرد .
    مرد تکیه اش را از دیوار گرفت، به آرامی نزدیک شد و گفت : لازانیا ! این خیلی عالی به نظر می رسه … من حافظه تصویری خوبی دارم ، مطمئنم شما رو قبلا ندیدم و نمی شناسمتون .
    قوطی کنسرو ذرت را زیر آب گرفت و شانه بالا انداخت .
    با دست اشاره کوتاهی به شومینه و عکس بزرگ مرد کرد و گفت : شما باید آقای عبادی باشید … دکتر طاها عبادی .
    طاها خندید . جلو رفت . دَربازکُن را از داخل کشو بیرون کشید .
    قوطی کنسرو را از دستش گرفت و گفت : چند سالی هست که فهمیدم کی هستم اما … موضوع من نیستم، درسته ؟!
    چرخید و کنسرو باز شده را به دستش داد .
    – مینو مرتب از شما تعریف می کنه … فکر می کنم اغراق می کرده .
    طاها با صدا خندید .
    – مینو ؟!!! کمی در اشتباه هستید … من خیلی بیشتر از چیزی هستم که دیگران از من می دونند، شما چی ؟ خاله مینو چیزی در مورد شما به من نگفته بود .
    پوزخندی زد و گفت : انتظار چنین چیزی رو هم از ایشان نداشتم .
    قاشق را داخل سینک ظرف شویی انداخت و در فر را باز کرد .
    ادامه داد : ظاهراً عضو جدید خونواده شما هستم … آقـای دکتر .

    تگ های مطلب

    مطالب مرتبط

    نظرات کاربران

    • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
      heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
      winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
      worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
      expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
      disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
      joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
      sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
      neutral_faceno_mouthinnocent

    شبکه های اجتماعی

    800 Followers
    250 Followers
    680 Followers

    تبلیفات

    آمار سایت

    آمار مطالب یک ساعت پیش: 1
    امروز: 2
    این ماه: 260
    کل: 7349
    کل نظرات: 16452
    آمار کاربران یک ساعت پیش: 0
    امروز: 0
    این ماه: 2
    کل: 25
    بن شدگان: 35
    جدیدترین عضو: Nima

    تبلیفات

    تبلیفات

    تبلیفات

    تبلیفات

    تبلیفات

    خبرنامه

    کد خبرنامه
    بالا