منوی بالایی تان را از منوهای وردپرس انتخاب نمایید

دانلود رمان عسلی نگاهت

رمان

دانلود رمان عسلی نگاهت برای موبایل pdf و کامپیوتر

دانلود رمان های ایرانی
دانلود رمان عسلی نگاهت

قسمتی از متن رمان عسلی نگاهت : 

 

درباره ی یه دختر خانم خوشگلو شوخو شیطونه که یه گذشته داره.مثل همه اما با این تفاوت که گذشتش برخلاف روحیاتو اسمش به تلخی میزنه.ولی عسل که همون دخترخانم باشه تقریبا هیچی ازون گذشته نمیدونه!حالا عسل با یه پسری اشنا میشه که یه جورایی از طریق اون اتفقای جالبی براش میفته مثلا گذشتشو کشف میکنه و………پایان خوشامیدوارم خوشتون بیادقسمتی از داستان:وای داداشی جونم کجایی؟ دارم میمیرم از نگرانی .الان ۱روزه نه خونه اومده نه زنگ زده.از صبح نشستم منتظر این بی ملاحظه ی خل و چل.اخر یه روز منو دق میده با این کاراش…صدای زنگ افکارمو به هم ریخت .با عجله و هول به سمت ایفون رفتم .از بس استرس داشتم وقتی ایفونو برداشتمگفتم:الو؟ نیاوش:الو چیه دختر درو باز کن !درو زدم و دوییدم سمت در تا اومد پریدم بقلشو گفتم وای نیاوش جونم کجا بودی یه روزه؟وااه بچه خیر سرتت ۲۳سالته ها این اداها دیگه چیه؟من:خب داداشمی باید نگران بشم دیگه! با این حرفم قیافه ی نیاوش باز شد و یه شادی خاصی تو چهرش نمایان شد. نمیدونم چرا هر وقت بهش میگم داداش اینجوری میشه؟ من سر از کار این بشر در نمیارم.! یه لبخند شاد زدو گفت :ببخش اگه نگرانت کردم.من:نه باو!کجا بودی این یه روزو؟نیاوش:بیشتر کار کردم شبم خونه ی دوستم بودم.من:چی کار میکردی؟ نیاوش:کار دیگه.من:اها . بدو لباساتو عوض کن که شام حاضره .نیاوش:شام چی داریم؟ من:قرمه سبزی.

 

برای دانلود رمان عسلی نگاهت بر روی لینک زیر کلیک کنید

مطالب مرتبط: