منوی بالایی تان را از منوهای وردپرس انتخاب نمایید

ماجرای حضور پرستو صالحی در ماه عسل و صحبت ها و اشک هایش در مورد اعتیاد پدر

قصه حضور پرستو صالحی در ۱۷ ویژه برنامه ماه عسل و داستان تلخ و غم انگیز زندگی او

 
پرستو صالحی با حضور خود در هفدهمین روز از ماه مبارک رمضان۹۵، در لحظات منتهی به افطار برنامه ماه عسل، از روایتی تلخ و خانمان سوزی به نام اعتیاد پرده برداشت و گفت:دردسرهای زندگی ما، از یک منقل و دوست های پدرم شروع شد که انتهاش به اینجا ختم شد. سرطانی بود که در زندگی ما افتاد و خوشبختی خانواده من را گرفت. مادرم اولین بار که متوجه شد پدرم معتاد است، آن موقع من ۸ سالم بود.
سلفی احسان علیخانی با پرستو صالحی و برادرش در برنامه ماه عسل
 
پرستو صالحی و اشکهایش سلفی
برادر پرستو صالحی، امیر می گوید: از مرکز توجه پدرم دور شدیم. فقط پدرم با دوستان دور هم بودند و بیشتر در مسافرت ها این کار را انجام میدادن و اسمش را می گذاشتند تفریح.
صالحی از خانواده و مخاطبان خواست که نیومدم که بگم پدرم بد است آمدم بگم که اعتیاد پدرم را از من گرفت.
در ادامه میتوانید واکنش های کاربران به ویژه برنامه ماه عسل در ارتباط با پرستو صالحی را ببینید.
 
 ماجرای حضور پرستو صالحی در ماه عسل
 
پرستو صالحی و واکنش کاربران مجازی
 
پرستو صالحی و اشکهایش در ماه عسل
 پرستو صالحی و ماه عسل
پرستو صلاحی و برادرش در ماه عسل و اشکهایش اعتیاد پدرش
 
پرستو صالحی و واکنش کاربران فضای مجازی به ماجرای او و اشکهایش 
 
پرستو صالحی از بازیگران سینما و تلویزیون به عنوان مهمان هجدهمین برنامه ماه عسل در سال ۹۵ به همراه برادرش حضور یافت و روایتی ناراحت کننده از زندگی شخصی اش در دوران کودکی گفت.
پرستو صالحی در این برنامه از ابتلای پدرش به اعتیاد و مشکلاتی که این بیماری برای خانواده و مخصوصا مادرش ایجاد کرده بود گفت.
علیخانی ضمن دعوت مهمان امروز امیر صالحی از مخاطبان خواست تا ثانیه های آخر قضاوت نکنید و فقط امروز شنونده باشید. 
امیر صالحی گفت:بچه شرق تهران هستم. متولد ۵۳ پدرم تکنسین ارتش است. خیلی مظلوم بودم و شیطنتی نداشتم.
پرستو صالحی در ماه عسل
در ادامه خواهر امیر که پرستو صالحی بازیگر سینما و تلویزیون در برنامه حاضر شد. 
پرستو صالحی ادامه داد:همه چیز در خانواده خوب بود. اسباب بازی هایی داشتیم که همه فامیل حسرت آن را داشتند و هیچ مشکلی نداشتیم. کودکی دلچسبی بود و امیر راست میگه من شیطنت زیادی داشتم حتی به جای آب نفت خوردم. 
امیر گفت:خانواده پدری فرهنگی بودند و همه نسبت به ما حساسیت داشتند. 
علیخانی از بحران خانواده پرسید و پرستو گفت:از یک منقل و دوست های پدرم شروع شد که انتهاش به اینجا ختم شد. سرطانی بود که خوشبختی تموم شد مادرم اولین بار متوجه شد آن موقع من ۸ سالم بود. 
امیر ادامه داد:از مرکز توجه پدرم دور شدیم. فقط پدرم با دوستان دور هم بودند و بیشتر در مسافرت ها این کار انجام میدادن و میگفتند تفریح است. 
پرستو اظهار داشت :من برنامه علیرضا رو دیدم. خیلی گریه گردم بعضی وقتها همه چیز داری بهترین امکانات در اختیارش بود. همه به پدرم توجه داشتند اما کم کم رفتار پدرم تغییر کرد دعواهای پدر و مادر شکستن ظرف ها شروع شد. 
صالحی از خانواده و مخاطبان خواست که نیومدم که بگم پدرم بد است آمدم بگم که اعتیاد پدرم را از من گرفت.
پرستو صالحی در ماه عسل
در دوران دبستان ۱۱ مدرسه عوض کردم. حتی غیبت های فراوانی در حضور از مدرسه داشتم. پدرم در خیلی از مواقع پشیمون میشد. 
تمام خانواده همسایه ها متوجه شدند و به خاطر سردی رفتار پدرم ازش دور شدم. کارهاشونو نمیفهمیدم ولی با گریه های مادرم از بحران با خبر شدم. 
امیر ادامه داد:همه خانواده تلاش برای ترک اعتیاد پدرم کردند جلسه می گذاشتند حتی یک نفر حدود یک ماه در خانه ما بود. 
پرستو صالحی عنوان کرد:با توجه به وضع مالی مجبور به فروختن خانه شدیم. حتی سرکار نمیرفتند تا اینکه اخراج شدند و به خاطر همین مشکلات رفتار پدرم خیلی تغییر کرد.
پرستو صالحی در ماه عسل
سال های قبل اعتیاد خیلی جرم بود و صاحب خونه که متوجه این موضوع شد با ما برخود میکرد و همین ماجرا ها ادامه داشت تا اینکه پدر ارتشی درس خونده یک تاکسی نارنجی گرفت ی روزی اومد جلوی در مدرسه دنبالم به خاطر اینکه دوستانم متوجه نشوند پدرم معتاد است بهش گفتم برو اومدم خونه دیدم مامانم گفت چرا سوار نشدی از آون موقع اومده داره گریه میکنه به خاطر همین موضوع دو ماه برای ترک اعتیاد به بیمارستان رفت. 
امیر در دوران دبیرستان بود به نقاشی ساختمان رفت مادرم تولیدی کار میکرد زمانی که از بیمارستان برگشت همه چیز خوب بود تا اینکه دوباره شروع کرد نمیدونم این مواد چیه که واقعا ترکش سخته برای امثال علیرضا آرزوی موفقیت دارم که تونستند این کار کنند. 
یک روزی به همراه دوستم برای امتحانش رفتم مامانم گفت نرو وقتی برگشتم دیدم عمه ام در خونه را باز کرد و تو حیاط قطره های خون ریخته بود مامانم خونه نبود پدرم خوابیده بود رفتم بیدارش کردم گفتم مامان کجاست مادرم مثل بوکسور هایی که صورتش داغون میشه شده بود وبعد از این ماجرا که سال ۷۵ بود پدرم به مدت ۱۳ سال رفت.
در ادامه ویدئویی کوتاه از برنامه دیشب ماه عسل قرار گرفته که میتوانید دانلود کنید.

لینک دانلود لحظات غم انگیز ماه عسل



رمز فایـل ( در صورت نیاز )

مطالب مرتبط:

ثبت دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کسب در آمد اینترنتی قانونی و تضمینی