» » دانلود رمان برای اندروید
دانلود جدید رمان کاتیا دختر ارباب برای pdf

دانلود جدید رمان کاتیا دختر ارباب برای pdf

دانلود رمان کاتیا دختر ارباب با لینک مستقیم و رایگان داستان کاتیا دختر ارباب راجب یه ارباب که سه تا زن داره ، یکیش روسی و دوتای دیگه ایرانی خبر میارن که یکی از پسراش به اسم جمشید پسر یکی از...

دانلود کلش جادوئی

دانلود کلش جادوئی

جم بی نهایت کلش اف کلنز

دانلود کلش جادوئی،تنها نسخه ی کلش اف کلنز با تاون هال 11 تمامی منابع بی نهایت

نسخه ی جم بی نهایت کلش اف کلنز


»بر اساس نسخه ی جدید 8.551.25 و تاون هال 11

برخی امکانات کلش جادوئی ایران کلش :

تاون هال 11
- اضافه شدن بمب تاور و کلن چلنج
جم بی نهایت-الکسیر بی نهایت-طلای بی نهایت
-سرورهای آنلاین و بدون قطعی
- اضافه شدن زبان فارسی به بازی
-پشتیبانی 24 ساعته در تلگرام
- و ده ها امکانات رايگان ديگر

دانلود کلش جادوئی اندروید


دانلود رمان ناجی قلب من

دانلود رمان ناجی قلب من
دانلود رمان بسیار زیبای ناجی قلب من
دانلود رمان های جدید ایرانی
دانلود رمان ناجی قلب من
توپترین ها تقدیم میکند: رمان بسیار زیبای ناجی قلب من ..در نفس های تو برایم تازگی دارددستانت گرمای دیگری دارددیگر مثل سابق نیستیچشمانت برق میزنندو لب هایت میخندندشاید یک رویاست که تو عاشقم شدی!....از شما دعوت می شود برای دانلود این رمان و ادامه داستان رمان عاشقانه درسا به ادامه مطلب رجوع کنید
  • امتیاز منفی
  • +1
  • امتیاز مثبت

دانلود رمان ستاره من

دانلود رمان ستاره من
دانلود رمان بسیار زیبای ستاره من
دانلود رمان های جدید ایرانی
دانلود رمان ستاره من
  • امتیاز منفی
  • +1
  • امتیاز مثبت

دانلود رمان ان دی ای

دانلود رمان ان دی ای برای pdf کامپیوتر و اندروید
دانلود رمان و کتاب های ایرانی
دانلود رمان ان دی ای
خلاصه داستان رمان ان دی ای:
مرگ ناگهانی حسام همه رو شوکه کرده. سیاوش، فرید و علی که به این مرگ مشکوکن؛دنبال دلیل اصلی این اتفاق می گردن. پدرام، پسر مرموزی که ادعا می کنه دوست حسام بوده،دنبالشون راه میوفته تا اونا رو از خطر دور نگه داره. اما چرا؟ جوابش فقط سه کلمه است؛ پدرام همون حسامه.

  • امتیاز منفی
  • +2
  • امتیاز مثبت

دانلود رمان در پس ابرها،اندروید،pdf

دانلود رمان در پس ابرها برای pdf کامپیوتر و اندروید
دانلود رمان و کتاب های ایرانی
دانلود رمان در پس ابرها،اندروید،pdf
خلاصه داستان رمان در پس ابرها:
همیشه یادمان باشد در پس ابرها، رازی همچون ماه پنهان است و با برملا شدنشزندگی خیلی ها تحت شعاع قرار میگیرد…زندگی دو خواهر به نام های نهال و نازنین، با پدید آمدن یکی از همین ماه های رازآلود ازپس ابرهای پنهانکار، در آسمان حقیقت، از این رو به آن رو میشود…رازی که نشان میدهد، نازنین دزدیده شده است

  • امتیاز منفی
  • +1
  • امتیاز مثبت

دانلود رمان عشق خجالتی من

دانلود رمان عشق خجالتی من برای pdf کامپیوتر و اندروید
دانلود رمان و کتاب های ایرانی
دانلود رمان عشق خجالتی من
خلاصه داستان رمان عشق خجالتی من:
این رمان در مورد عشقه……مثل همه رمانای دیگه…….یه پسر داریم و یه دختر…….اما این قصه یه فرق کوچولو با قصه های دیگه داره…….پسر قصه سرد و خشک نیست…….خیلی مهربونه……باهمه خوب رفتار می کنه……زور گو نیست……یه پسر با قلب رئوف……یه پسر ساده و بی شیله پیله…………..دختر قصه زبون دراز و پررو نیست………خیلی خجالتی و آرومه……….مظلوم و ساکته…….همه سرش زورن اما صداش درنمیاد…..نمی تونه از حق خودش دفاع کنه………و حالا سرنوشت این دو تا رو سر راه هم قرار میده……..یه عاشقانه آروم با شخصیت های آروم و مظلوم…..پ.ن:یه توضیح کوچولو بدم…..این رمان درباره شخصیت های عادی با زندگیه عادیه….اگه کسی یه رمان آروم و مطابق با زندگی معمولی رو دوست داره بخونه وگرنه دور این رمان رو خط بکشید.پایان خوش

  • امتیاز منفی
  • 0
  • امتیاز مثبت

دانلود رمان طعم شیرین عسل جاوا،اندروید،ایفون،pdf

دانلود رمان طعم شیرین عسل برای pdf کامپیوتر و اندروید
دانلود رمان و کتاب های ایرانی
دانلود رمان طعم شیرین عسل جاوا،اندروید،ایفون،pdf
خلاصه داستان رمان طعم شیرین عسل:
دختری به اسم عسل که بنا به دلایلی پسرعموش ازش کینه داره و تهدیدش میکنه که اگه باهاش ازدواج نکنه بدبختش کنه ولی عسل با توجه به چیزایی که از پسرعموش میدونه محاله تن به این ازدواج بده و پسرعموش به همین دلیل دست به گناهی نا بخشودنی میزنه ولی … .پایان خوشقسمتی از داستان:از خواب پریدم..نمــیدونم چرا خوابــم نمیبرد؟؟همش فکر اون پســـره ی موذی بودم.یعنیچرا باید اینطــوری میکـرد؟؟؟چرا باهام لج بود؟؟؟مگه من چه هیزمـــ تری بهش فروختهـ بودم؟؟؟شهاب(پســرعموم)تازگیا خیلی باهام لج افتآآده بود.پســره ی لوس ایکبیری فِکر کرده کی هست.شیما خواهرشمبدتر.دختره فیس و افِاده ای انگــار از دماغ فیل افتاده.شهآب قیافه خوبی نداشت حداقل برای منی که چشم دیدنشو نداشتم، چشمـــآی سبزش مثلِ روباه میموند با اون دماغ عقابی و لبای پهنزشتش ایییییییییییییییییییییییششششش.کاملا ازش متنفر بودم. از جام بلند شدم… باید میرفتم قرص آرام بخش میخوردم وگرنه سرم میترکید.درنگنکردم و در اتاقو باز کردم و پاورچین پاورچین از هال گذشتم توی آشپزخونه خیلی آروم لیوانا روبرمیداشتم که مبادا مامان بابا بیــدآر شن ولی با همه اینا مامان بلند شد در حالی ک چشماشو میمالید گفت:_ تو هنوز نخوابیدی؟؟؟آخه دختر اینقدر شبا بیدار نمون اذیت میشی.

  • امتیاز منفی
  • 0
  • امتیاز مثبت

دانلود رمان ایستادم جاوا ، اندروید ، pdf

دانلود رمان ایستادم برای pdf کامپیوتر و اندروید
دانلود رمان و کتاب های ایرانی
دانلود رمان ایستادم جاوا ، اندروید ، pdf
خلاصه داستان رمان ایستادم:
ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ "ﻫﯿﭽﮑﺲ ” ﺩﺳﺖ ﺍﺯ "ﺍﺭﺯﺷﻬﺎﯾﺖ ” ﻧﮑﺶ ﭼﻮﻥ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻓﺮﺩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺸﺪ ،ﺗﻮ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ ﻭ ﯾﮏ "ﻣﻦ” بی ارزش..ارزش!!زمانی ارزش این کلمه رو فهمیدم که از من فقط یک "من”بی ارزش مونده بود..نمیدونم شاید یادم رفته بود مهربونیو سادگی باعث نمیشه ساده لوح هم بشم و خیلی راحت غرورمو بشکونم ..اره یادم رفته بود که اگه میخوام مهربونباشم باید غرورمو نگه دارم..یادم رفته بود مهربونی با غرور قشنگ تره. یادم رفته بودسادگی و سادلوحی اصلا مث هم نیستن.شاید من اصلا ساده نبودم و ساده لوح بودم شاید هم اصلا مهربون نبودم و غرور نداشتمو این باعث میشد مهربون به نظر بیام..چون الان میخوام دیگه مهربون نباشم دیگه ساده نباشم میخوام پاشم وایسم اینبارغرورِ که توی من حرف اولو میزنه اینبار میخوام ایستاده بجنگم..بجنگم با کسایی که یه روز غرورمو زیر پا له کردن اینبار میخوام دیگه زمین نخورم..دیگه میخوام بشم یک "من” باارزش..منی که بهمافتحار کنن نه با ترحم نگام کنن..آره یادم رفته وجود من با ارزشِ..من یه دخترم..دختری که ارزشش تو جامعه بالاس دیگه نمیخوام با وجودم باعث بی ارزشی اسم دختر بشم..میخوام بشم یک "منِ” باارزش..ایستادم چون دیگه نمیخوام ترحم انگیز باشه..ایستادم چون من با ارزشم..ایستادم چون مغرورم..ایستادم چون من یک دخترم..قسمتی از رمان ایستادم :با صدای غرغرای مامان که داشت بجون من میزد سرمو از تو گوشی در اوردم-جووونم مامانصداش اومد:زرمارو جووونم ۳ساعته دارم صدات میکنم بسوزه همون گوشیت که دیگه دیوونم کردی ۲۴ساعت تو اون بد شد دور گوشیتی از تو آیینه به خودم لبخند زدم ولی میتونستم قسم بخورم اگه مامانمبا این وضع منو میدیدحتما میکشتم خنده ریزی کردم گوشیو انداختم رو تخت از رو تخت پریدم پایین و اومدمبیرون مامان داشت از پله ها میومد بالا با حرص و خشم نگام میکرد بدجور خندم گرفته بود سریع سرموانداختم پایین و با احتیاط از کنارش رد شدم هنوز ۲پله بیشتر نرفته بودم که صدای گوشیم اومد

  • امتیاز منفی
  • 0
  • امتیاز مثبت

دانلود رمان تاوان عشق به مادر جاوا،اندروید،pdf

دانلود رمان تاوان عشق به مادر برای pdf کامپیوتر و اندروید
دانلود رمان و کتاب های ایرانی
دانلود رمان تاوان عشق به مادر جاوا،اندروید،pdf
خلاصه داستان رمان تاوان عشق به مادر:
رمانی که از واقعیت و تخیل خودم بر گرفته، رمانی که بر خواسته از زندگی و آدمها و مشکلات این دوره است… رمانی که از زندگی یه دختر که به خاطر عشق به مادر از عشق خودش می گذره و تو این راه متحمل مشکلات زیادی مثل، تنهایی… توهین… طرد شدن و متهم به خیانت میشه… اما به خاطر مادرش صبر پیشه میکنه و تو تنهاییاش با خدا درد دل میکنه… همیشه میگن خدا جای حق نشسته و به موقعش حق رو به صاحبش بر می گردونه… بالاخره خداوند دست به کار میشه و این دختر و از خاک به عرش می رسونه و باعث میشه آنهایی که اون و تنها گذاشتند، طردش کردند، بهش انگ خیانت زدند، از قضاوت عجولانه ی خود شرمنده بشند و در صدد بر بیاند که هر طور شده از دختر طلب بخشش کنند…برای دوستانی که از پرنیان استفاده میکنندو گوشی انها از صفحات بالا پشتیبانی نمیکند رمان را دوقسمتی هم ساختم

  • امتیاز منفی
  • +1
  • امتیاز مثبت

دانلود رمان میوه ی ممنوعه اندروید،pdf

دانلود رمان میوه ی ممنوعه برای pdf کامپیوتر و اندروید
دانلود رمان و کتاب های ایرانی
دانلود رمان میوه ی ممنوعه اندروید،pdf
خلاصه داستان رمان میوه ی ممنوعه:
داستان از زبون اول شخص تعریف میشه ، اول شخص ما دختریه برعکسشخصیتهای دختر رمانای دیگه … زبون دراز نیست اما رکه ، کم حرفه ،شیطون نیست ، آرومه !! نمیشه گفت گوشه گیره اما زیاد توی جمعنیست … احساساتی نیست اما قلبش از سنگ هم نیست ، یه دخترمتفاوت ، یه دختر که رفتارای خاصش آدمو جذبش میکنه !! دلیل اینرفتاراش چی میتونه باشه ؟؟غرور ؟؟ غرور برای چی ؟! بخاطر داشتن چهره ی جذاب ؟ شاید … میوه یممنوعه ی داستان کیه ؟؟ چرا ممنوعه ؟؟ یعنی میشه این ممنوعیتبرداشته بشه ؟؟توی یه خونواده متوسط رو به بالا زندگی میکنه ، توی یه خونه ی فوقالعاده و خونواده پر جمعیت ، برخلاف غیرتی بودن برادرش کاری رو دنبالمیکنه که بهش علاقه داره !! این کار چی هست ؟؟نه هنریه نه فنی ، یه حرفه که شاید خیلی کم طرفدار داشته باشه امادختر داستان ما دوستش داره و برخلاف بی تفاوت بودن به یه سری چیزادنبالش میکنه ، توی همین راه با کسی آشنا میشه که …که ؟؟ یعنی میتونه قلب دختر خاص داستان مارو تسخیر کنه ؟؟ این بینچیزی رو از دست میده که خیلی براش مهمه ، نه تنها برای اون ، برایهمه ی آدما مهمه … چرا ؟؟ مگه گناهش چیه ؟؟ یعنی بدون داشتن اونهم میتونه زندگی کنه ؟؟ میتونه مثل سابق رفتار کنه ؟؟پسر داستان چی ؟؟ میتونه با نبودش کنار بیاد ؟؟ مطمئنا حدسش براتون سخته !!

  • امتیاز منفی
  • +1
  • امتیاز مثبت

دانلود رمان قلب سوخته جاوا، اندروید ،pdf

دانلود رمان قلب سوخته برای pdf کامپیوتر و اندروید
دانلود رمان و کتاب های ایرانی
دانلود رمان قلب سوخته جاوا، اندروید ،pdf
خلاصه داستان رمان قلب سوخته:
درباره دختری که یک زندگی معمولی داره ولی دریک شب بارانی اتفاقی براش میافته که سرنوشته شو تغییر میده.عشق ممنوعی رو تجربه میکنه که راه فراری ازش ندارهبا صدای مادرم از خواب بیدارمی شم .._پا شو دختر چقدر میخوابی مگه تو ساعت۸کلاس نداری!بازم کلاس سر صبح! یکی نیست بگه اگه صبح نمی تونی بیدار شی مگه مرض داری کلاس ور میداری.تازه داشتم خمیازه میکشیدم که باز مامان صدا کرد!این دفعه داد میزد سپیده!!من موندم اول صبحی مامان چه انرژی داره. از تو اتاق همین جوری که روتخت دور خودم می پیچیدم ،_بیدارم بابا.باچشمای که فقط یکیشو به زور باز نگهداشتم به طرف دستشویی میرم داشتم ازخواب میمردم.به زور دست وصورتمومیشورم بهطرف اشپزخونه میرم.مامان داشت صبحانه رو میز میزاشت._سلام خوشگله چطوری._مامان :خودتو لوس نکن دختر ۲۶سال داری. من باید سر صبح هنجرمو پاره کنم من هم قد تو بودم دوتا بچه داشتم._ای بابا باشه عشقم چرا ناراحتی قول میدم دفعه دیگه زود بیدار شم.مامان:اره جون خودت همیشه همین قولو میدی،بعددوباره تکرار میکنی._باشه حالا صبحانه رو رد کن بیاد تالیلا کلمو نکنده._مامان:دختر توکی میخوای این رفتارای پسرونه رو کنار بزاری ردکن بیادیعنی چه مثلا مهندس مملکتی._اولا تا سرکار نرفتم ادعای مهندسی ندارم بعدا این جوری باحال تره._مامان:همش تقصیر این باباته که باهات مثل پسرا رفتار کرده،خوبه حالاسارا مثل تو نشد ._مامان تو همیشه سارا رو بیشتر دوست داری!مامان:کی گفته شما هردو برام عزیزید._باشه ایول خوشگله.مامان:سپیدههههههههه._جان ببخشید ترک عادت موجب مرض است.یک قورت از چایم رومیخورم یک لقمه هم بقول لیلا دوستم اندازه کلش میکنم تو دهنم میرم که حاضرشم

  • امتیاز منفی
  • +3
  • امتیاز مثبت

تبلیفات

تبلیفات

تبلیفات

تبلیفات

خبرنامه

کد خبرنامه
بالا